نظر علي الطالقاني
107
كاشف الأسرار ( فارسى )
بگير و به ايشان دعا كن كه دعاى تو باعث سكون قلب ايشان است ، يعنى او را عوض و تلافى حساب مىكنند ، و هو العالم . مخفى نيست بر تو كه اين دليل كه شنيدى از براى اثبات وجوب شكر منعم و معرفة اللّه بهتر است از دليل معروف كه دفع خوف محتمل واجب است . و ايضا بدان كه احسان خدا تلافى ندارد به جهت آنكه همين شكر تو ، به توفيق او است . با آنكه دل و زبان و اعضاء و قوّت را نيز او داده . و صادق ( ع ) فرمود اوحى اللّه تعالى الى موسى اشكرنى حقّ شكرى و قال يا ربّ كيف اشكرك حقّ شكرك و ليس من شكر اشكرك به الّا و انعمت به علىّ و قال يا موسى الان شكرتنى حيث علمت انّ ذلك منّى : 296 وحى نمود خدا به حضرت كليم ( ع ) كه اى موسى شكر كن مرا حق شكر من ، عرض كرد اى پروردگار من چگونه شكر كنم تو را حق شكر تو و حال آنكه نيست هيچ شكر من مگر به توفيق تو ، فرمود اى موسى الآن درست شكر من كردى چون دانستى كه شكر تو از من است . و اخبار ديگر نيز به اين مضمون دارد و اين است معنى دعاى ماه رمضان فيا ذا المنّ و لا يمنّ عليك . 297 بارى شكر وقتى حاصل مىشود كه نعمت را و منعم را بشناسى و دوستش دارى و به زبان و اعضاء يارى كنى و حق او را بدهى . اگر كسى به تو احسانى كند و گويد پنج يك يا ده يك او را به فلان بده و باقى را خود صرف كن ، اگر ندهد قطعا خيانت كرده . بدان كه در دعا دارد لا احصى ثنائك انت كما اثنيت على نفسك 298 و اين يا اشاره است به قول خدا وَ إِنْ تَعُدُّوا نِعْمَةَ اللَّهِ لا تُحْصُوها ، 299 يا آن كه اشاره است به اين كه من نمىتوانم اظهار جمال و كمال تو كنم به قسمى كه سزاوار تو است ، زيرا كه تو چنانى كه ثناى خود را گفتهاى ، يعنى جمال و كمال خود را به ايجاد همه ما سوى آشكار كردهاى ، يا آن كه خود بيان خود و احسان خود نمودهاى كه ما همه آنچه گوئيم از گفتهء تو گوئيم . از آنچه گفتيم دانستى كه شكر عملى است درجات مختلف دارد و مردم در يك درجه و مساوى نيستند در شكر ، نه در كمّ و نه در كيف . و شكر عملى است مشترك ميان صابرين و مقرّبين ، يعنى اهل رضا . و تفاوت مردم خوب ظاهر مىشود در شكر كردن بر مصيبتها . كو شيرمردى كه آنجا از روى رضا و خوشحالى شكر كند نه از روى صبر و كراهت قلب ؟ و اين تمام و كمال او در محمّد و آل محمّد بروز كرد بخصوص